|
این وبلاگ،به آدرس دیگه ای منتقل شده تو قسمت نظرات برای ما آدرس وبلاگتون رو بذارین تا آدرس وبلاگ رو برای شما بنویسیم من رو ببخشید که به دلایلی نمیتونم آدرس وبلاگ جدید رو اینجا بگذارم منتظرتون هستم فعلا + نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388 0:15 توسط 3 دوست |
میدونم شاید خیلی هاتون این رو خونده باشین اما گفتم منم بنویسم
دوشنبه ۱۲ مرداد.رادیو جوان.برنامه نشانی.ساعت برنامه:۱۵-۱۸ مهمون های برنامه محسن افشانی و احسان علیخانی یادتون نره هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شاد باشین بای
به احتمال ۹۹ درصد این وبلاگ حذف میشه توجه داشته باشین که آدرس وبلاگ جدید اطلاع رسانی میشه توی این وبلاگ نوشته هایی هست که دوست نداشتم باقی بمونه یعنی بچگونه و مسخرست ایشالله تویه وبلاگ جدید مطلب های به درد بخور نوشته میشه منتظر ما باشید + نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 2:54 توسط 3 دوست |
خوبین؟ بوم سفید هم چیزی ازش نمونده.ولی چرا ما نباید شاد باشیم؟ما همدیگه رو داریم!تو قسمت لینک یه عالمه اسمه که میگه ما تنها نیستیم.محسن خودش فرد شادیه ناراحت باشیم؟پس از همین امروز شاد شاد میشی!اوکی؟دنیا ۲ روزه.وقتی پیر شدیم این روزا رو میخوریم.من احساس کردم اون اول که من این وبلاگ رو ساختم شاد بودیم.بوم سفید بود... ترانه مادری و ماه محبوب.واسه همین چون هم یکی از دوستان پیشنهاد داده بود و هم خودم تو فکر تغییر قالب بودم قالب اولیه و شاید بهتر باشه بگیم اولین لباس این قالب رو گذاشتم.اینم از نیناش ناش ایشالله که خوشتون بیاد. شب قبل از عید نوشته بودم: اما همه ی ما یه حسرت،یه غم تو دلمون هست که نمیذاره همیشه عید باشه.مگه نه؟کم و زیاد داره تو هر شخص!مگه نه؟؟؟؟ولی اگر شده یک صدم باشه هست!لا اقل من اینجوری فکر میکنم ما ها نیمه خالیه لیوان که نبودن خواستی هامون هست رو میبینیم.سلامتی خودمون!اطرافیانمون! همین داداشامون.شادیشون.نمبینیم. منم تصمیم گرفتم از این به بعد فضای وبلاگمون رو عوض کنم.نمیخوام دیگه بگم چرا.دیگه از ناراحتی نمینویسم.دیگه از دوری و حسرت و خواستن نمیگم.سعی میکنم فضای وبلاگ رو تا میتونم شاد کنم. به این فکر کنین که یکی همینجوری سرش رو بندازه پایین بیاد تو وبلاگ یکی از ماها.یعنی ماهایی که غمگین مینویسیم!چی میگه؟میگه یه مشت بچه ریختن اینجا بعد این همه وقت دارن اسم یه برنامه رو تکرار میکنن.ما زیر لب تکرار میکنیم ولی بیاین تو وبلاگامون از گل و عکس و آهنگ و... استفاده کنیم. که یکی اگر اومد بگه بابا این طرفدارای محسن افشانی نمیدونی چه روحیه ای دارن.نمیدونی چه سلامتن.بیاین کاری کنیم کسی از درد و حسرتامون نفهمه. بیاین شاد باشیم و به همدیگه انرژی بدیم.تا میتونیم زود تر آپ کنیم.قرار نیست تو همه ی پست ها حرفمون فقط محسن و کیوان و سیاوش و اینا باشه.ماها بعد از گذشت بیشتر از ۱ سال دوست و آشنا به حساب میایم مگه نه؟از خودمون بگیم.از اتفاقای با مزه ی زندگیمون.از چیزایی که واسمون جالب بوده. ما خودمون رو محدود کردیم تو یه چهارچوب به اسم محسن افشانی.هنر.سلام بهار.بوم سفید. فردا چی قراره پخش بشه.و.... بیاین وبلاگامون بوی دوستی هم بده.بوی صمیمی تر بودن.بوی گل.بوی شادی.بوی انژی و روحیه. -هر چند وقت یکبار آهنگ روی وبلاگ تغییر میکنه. -از ادامه مطلب بازدید کنید. ما تعبیر رویایی هستیم که دیروز برای فردا دیده بودیم، پس سلام بر امروز،سلام بر بهار و سلام بهار خدانگهدار + نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388 4:1 توسط 3 دوست |
توی کامتیوترت هزار و یک عکس وجود داره هزار نوع آهنگ.از رپ و پاپ و کلاسیک بگیر تا مجاز و غیر مجاز و فارسی و انگلیسی و عربی توی کامتیوترت شاید هزار جور فیلم باشه.از فیلمای خونوادگی گرفته تا کلیپ های گوشی و فیلم توی همه ی اینا عکسای سلام بهار یه گوشه جدا شدن.توی آهنگات همه آهنگا یه طرفن و آهنگ سلام بهار یه جای دیگه همه ی کلیپ ها و فیلم ها یه طرف و کلیپ های سلام بهار طرف دیگه. چرا؟چرا سلام بهار؟این همه برنامه.این همه مجری.این همه آهنگ.این همه اسم و شخصیت این برنامه چی داشت؟تو این آهنگ چی بود؟مگه محسن و کیوان چی بودن؟چه فرقی با بقیه داشتن که هر پسری رو میدیدیم میگفتیم اه این چیه!و محسن و کیوان رو تو سرشون میکوبیدیم؟ چرا اینقدر برای این برنامه ارزش قائل بودیم؟چون مال ما بود؟خوب برنامه های دیگه هم هست چرا آهنگش رو دوست داشتیم؟چون مال این برنامه بود؟یا به خاطر معنیش یا خاطراتش؟ چرا محسن و کیوان؟چی تو چهرشون بود؟چرا بعد از گذشتن ۱ سال و ۲ ماه هنوز اسم بهار یا حرفی از سلام بهار ما رو به سکوت دعوت میکنه و یا ناراحت شدن؟ آره.خیلی ها رفتن.روی این آدرس های لینک شده که کلیک کنی حیلیاشون وبلاگشون رو بستن ولی ماهایی که موندیم! چرا بعد از دیدن تغییر های رفتاریه محسن و بعد از رفتن کیوان هنوز میگیم اونا یه چیز دیگن؟ کی میتونه این سوال رو جواب بده؟ کی جوابی واسه این سوال داره؟این همه آدم رو تو این یک سال دیدیم ولی هیچکدوم نتونستن جای محسن و کیوان رو بگیرن؟ چرا؟چی تو ذهن ما هست که ما نمیتونیم شخصیت دیگه ای رو و اسم دیگه ای رو جای گزین محسن و کیوان بکینم؟ چرا؟ + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 1:34 توسط 3 دوست |
خاطرات...نظرات...احساسات خودتون رو درمورد گذشته بهاریتون بنویسید. از حرف های نگفته گرفته تا حرف های زده شده. میتونید نظراتتون رو ه بصورت معمولی و هم خصوصی ارسال کنید. ممنون
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 0:37 توسط 3 دوست |
|
| ||||||